زهرا اسلامى فرد
223
تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام ( فارسي )
تا هنگامى كه پيامبر ( ص ) زنده بود ، كسى در مواجهه با حوادث و در برابر ديدگاههاى اسلام نظر شخصى خود را اعمال نمىكرد ، ولى پس از رحلت ايشان زيادهطلبى عدهاى موجب شد شكافى عميق در دين پديد آيد ؛ اختلافى كه از سقيفه بنىساعده ايجاد شد و استمرار يافت . « 1 » پس از آن نيز تاريخ اسلام مشحون از جنگ و جدالهاى فرقهاى است كه از رهگذر آن خونهاى بسيارى بر زمين ريخته شد . « 2 » 4 . تحجرگرايى تحجر در لغت بهمعناى « سنگشدن » ، « سختشدن » و « بهصورت سنگ درآمدن » است . « 3 » از ديگر معانى آن نيز مىتوان به ايستايى ، تحولناپذيرى ، جمود و برنتافتن فرهنگ و ارزشهاى حقيقى و متعالى اشاره كرد . « 4 » تحجر در حوزه انديشه و تفكر است و اگر در رفتار و كردار ظاهر گردد ، جمود ناميده مىشود . تحجر عاملى بازدارنده در شكوفايى انديشه دينى و از سويى مانع ايجاد تعامل مثبت نظرى و عملى با حقيقت ، معرفت ، حكمت ، حكومت ، مديريت و سياست و حتى معيشت است . متحجران در مواجهه با مقتضيات زمان و مكان و تغيير موضوع و محمولها ، جز به تعاليم بسته و انعطافناپذير تن نمىدهند و حاضر نيستند در انديشه و عملِ بهاصطلاح اسلامى خود ، بازنگرى و تجديدنظر كنند . « 5 » استاد مطهرى با اشاره به يكسرى جريانهاى فكرى كه در جهان اسلام پيش آمده ، معتقد است اين جريانات را بايد افراط يا جهالت ناميد كه خود به دو دسته تقسيم مىشود : آنهايى كه يك نوع افراط و زيادهروى و دخل و تصرف بىجا در امور دينى است و از اينسو جريانهايى كه نوعى تفريط و كندروى و جمود بهشمار مىرود . وى مىافزايد : همه اين
--> ( 1 ) . همان ، ص 332 . ( 2 ) . همان ، ص 338 . ( 3 ) . حسن عميد ، فرهنگ عميد ، ذيل « تحجر » . ( 4 ) . محمدجواد درودگر ، « تحجر و تجدد از منظر استاد مطهرى » ، كتاب نقد ، سال هفتم ، شماره 2 و 3 ، بهار و تابستان 82 ، ص 50 - 49 ؛ به نقل از علىاكبر ولايتى ، فرهنگ و تمدن اسلامى ، ص 156 . ( 5 ) . علىاكبر ولايتى ، فرهنگ و تمدن اسلامى ، ص 156 .